خرید بک لینک
در نمایشنامه ی کالیگولا با قلم آلبر کامو در پرده ی اول، وقتی کالیگولا به کاخ باز میگردد.هلیکون که ندیم و سنگ صبور اوست.از خستگی و مدت نبودنش می پرسد. کالیگولا: خیلی راه رفته ام. هلیکون: آره،مدتی گذشت و تو اینجا نبودی. کالیگولا: پیدا کردنش مشکل بود. هلیکون: پیدا کردن چی؟ کالیگولا: چیزی که میخواستم. هلیکون: و تو چی میخواستی؟ کالیگولا: ماه را. ...فکرش را بکن...ماه را میخواسته...و دلیلش نداشتن ماه است. فکر کردم در غم معشوق مرده اش دیوانه شده اما می گوید... کالیگولا: من دیوانه نیستم و هیچ وقت انقدر عاقل نبوده ام.منتها،یک دفعه حس کردم که احتیاج به ناممکن د

برچسب: در طلب زهره رخ ماه روی,در طلب ظهر رخ ماهرو, نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:14

شاعری می آید
مرا می سراید
غرق در عفن.
شاعر می رود
بوی ادرار می دهم

برچسب: نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 5:03

به اوقات تلخیم، در خیالِ گلوله هایی از صفیرم،از آهن. منم اربابِ سکوت. چرا کُنجِ طاق. بیرنگ شود نقشِ نَفَسکشی؟ (اوراق مصوّرِ آرتور/ترجمه بیژن الهی) _تصویر کوچکی است از تنهایی من در زبان دیگری.

برچسب: نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 14:29

عشق حرام شد

چه،

بیان نشد.

برچسب: سکوت,سکوت بره ها,سکوتم از رضایت نیست,سکوت میکنم,سکوت بره ها 2,سکوت شب,سکوت سرد زمان,سکوتت را ندانستم,سکوت چت,سکوت شعر, نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 14:29

صفحه بندی